Škoda Karoq
دسته بندی ها: فیلم و سریال

Half a Man for a Dog: نقد و بررسی فیلم "فینچ"

درام آنقدرها هم سخت نیست. همانطور که جورج لوکاس یک بار گفت، یک بچه گربه را خفه کنید و مخاطب شما از قبل گریه می کند. هیچ چیز ساده تر از این نیست که تماشاگر را غمگین کنید و صدها فیلمساز از اهرم های احساسی شناخته شده برای بازی با احساسات ما استفاده کرده اند. به همین دلیل، فیلم‌های زیادی درباره سگ‌ها در دنیا وجود دارد که اغلب به مرگ آنها ختم می‌شود. و برای من بسیار آسان است که کارگردان میگل ساپوچنیک را به چنین دستکاری متهم کنم، اما نمی خواهم متهم کنم. به تازگی دعوا کردن سری جدید از Apple TV+، دوباره به بررسی محتوای این سرویس بازگشته ام، اما با لحنی کاملاً متفاوت. اگر من تقریباً "تهاجم" را بدترین پروژه خدماتی نامیدم، امروز به شما می گویم که چیست "فینچ" - یکی از بهترین ها.

میگل ساپوچنیک کارگردان نسبتا ناشناخته ای است. آثار اصلی او «قاتل‌ها» در سال 2010 و قسمت‌های متعدد سریال و نمونه‌های شاخصی چون «بازی تاج و تخت»، «کربن تغییریافته»، «کارآگاه واقعی» و غیره بودند. صاحب امی می داند چگونه مردم را به صفحه تلویزیون خود بچسباند، بنابراین جای تعجب نیست که در طول دو ساعت فینچ، حتی از پلک زدن هم می ترسیدم. با توجه به اینکه فینال بعد از 20 دقیقه اول قابل پیش بینی بود، واقعاً یک دستاورد چشمگیر بود!

"فینچ" چیست؟ این یک درام فوق العاده در مورد زمین آینده است که بدون لایه اوزون باقی مانده و به یک بیابان پسا آخرالزمانی تبدیل شده است. با بازی تام هنکس و کالب لندری جونز، اگرچه دومی را نخواهید دید زیرا او در نقش یک ربات بازی می کند.

همه ما می دانیم که هنکس به عنوان یک بازمانده تنها که با خودش صحبت می کند و با اشیای بی جان دوست می شود چقدر خوب است. چنین استادی برای گفتن داستان نیازی به دیگران ندارد.

با این حال، داستان اینجا برخلاف عنوان اصلاً درباره فینچ واینبرگ نیست. سگ او در مرکز داستان قرار دارد. این دانشمند تنها که به حال خود رها شده بود، وظیفه خود را برای تضمین آینده ای رضایت بخش برای حیوان خانگی خود قرار داد. و وقتی فهمید که چیز زیادی برای زندگی باقی نمانده است، فینچ تصمیم گرفت یک ربات انسان نما جمع آوری کند که صاحب جدید سگ شود.

ظاهراً موفقیت چنین رابطه ای بستگی زیادی به نگرش شما نسبت به سگ ها دارد و اگر این تصور که یک حیوان می تواند معنای کل زندگی یک نفر باشد به نظر شما هذیانی به نظر می رسد، احتمالاً فیلم برای شما مناسب نیست. کریگ لاک و ایور پاول، فیلمنامه نویسان، به ما می گویند که این یک فیلم بشردوستانه نیست: جهان آینده محکوم به فنا است، نه توسط یک شعله خورشیدی، بلکه توسط افرادی که به جای دور هم جمع شدن و انجام کاری، تصمیم به کشتن خود گرفتند. این تصویری نیست که شما را به آینده ای روشن باور کند. هیچ قهرمانی با نیت خوب و دانشمندی وجود ندارد که خود را برای نجات این گونه قربانی کند. فقط یک مرد، سگش و… یک ربات.

اعتراف می کنم، من عاشق داستان های مربوط به روبات ها هستم و نویسندگان نیز آشکارا از بسیاری از آثار نمادین در این زمینه الهام گرفته اند. خود فینچ سه قانون رباتیک را از ایزاک آسیموف وام گرفت و چهارمین قانون را به آنها اضافه کرد - مهم نیست که سگ را نجات دهید. اینجاست که فیلم فوراً تأیید من را به عنوان یک عاشق سگ و عاشق علمی تخیلی جلب کرد.

همچنین بخوانید: گرانش مقیاس جهانی نقد و بررسی سریال تهاجم

البته، تعداد کمی از مردم می توانند از هنکس پیشی بگیرند، اما ربات او، که بعداً نام "جف" را به خود گرفت، یک ستاره جداگانه و نه کمتر درخشان است. در طول ده سال گذشته، فیلم‌ها (و این پروژه در اصل برای نمایشگر بزرگ تولید شده بود) روبات‌های چشمگیر زیادی را دیده‌اند، از Chappie از "Chappie the Robot" تا اندروید از فیلم "Out of the Machine". به جرات می توانم بگویم جف از «فینچ» حاضر است جای او را در کنار آنها بگیرد. اول از همه به لطف گرافیک کامپیوتری عالی که گاهی اوقات فراموش می کنیم که با CGI روبرو هستیم. با این حال، نمی توان به کار کالب لندری جونز توجه نکرد، که هوش مصنوعی را به خوبی به تصویر کشید، هوش مصنوعی که هر دقیقه بیشتر و بیشتر انسان می شود.

"فینچ" علمی تخیلی است، اما با پیچ و تاب. روبات ها، هوش مصنوعی، فاجعه - بسیاری از آنها کاملاً ممکن است، اما فیلمنامه نویسان بر واقع گرایی تأکید نمی کنند. کاملا برعکس: این در درجه اول یک داستان احساسی در مورد یک مرد تنها و سگش است. بعدها - در مورد ربات و بقا در دنیای "مکس دیوانه". به‌عنوان یک طرفدار داستان‌های علمی تخیلی، بلافاصله چندین سؤال در مورد دنیای فیلم و نحوه عملکرد آن داشتم، اما تصمیم گرفتم به طور خاص از آنها نپرسم، زیرا باز هم، سینما درباره نحوه کار کردن نیست. اگر شروع به حفاری کنید، فوراً چندین تناقض منطقی ظاهر می شود.

موسیقی متن فیلم توسط آهنگساز معروف گوستاوو سانتائولاگلیا ساخته شده است.

جدا از یک خطای نسبتاً فاحش ویرایش، «فینچ» از نظر سرعت و مدت زمان عملاً عالی است. کارگردان که از استفاده از بسیاری از کلیشه های آشنا نمی ترسید، با این حال، از بسیاری دیگر که قطعا این تصور را از بین می برد، اجتناب کرد. این یک خط است، بدون حواس‌پرتی یا تلاش‌های جعلی برای افزودن هیجان به یک داستان نسبتاً تلخ. و این فیلم سخت است. با وجود رده سنی 12+، از همان دقیقه اول به حواس ضربه می زند و تا آخر رها نمی کند. تماشای آن آسان نیست، اما شما هم نمی خواهید به آن نگاه کنید. من تا جایی که می توانستم نگه داشتم، اما همسرم بی وقفه گریه می کرد. با این حال، با وجود همه وضعیت فاجعه بار شخصیت های اصلی، "فینچ" ثابت شد که زندگی را تایید می کند. از این نظر، او روند مدرن داستان های علمی تخیلی را ترکیب می کند تا آینده ای تاریک و دیدگاه خوش بینانه تر نویسندگان علمی تخیلی کلاسیک را به تصویر بکشد.

همچنین بخوانید: به یاد قهرمانان گمنام تاریخ بازی های ویدیویی. نقد و بررسی مینی سریال رکورد (نمره بالا)

حکم

به نظر می رسید پاییز برای مشترکین بسیار شلوغ بود Apple TV+ و طرفداران داستان های علمی تخیلی. "بنیاد"، "تهاجم" و اکنون "فینچ" - ما به معنای واقعی کلمه با پروژه های گران قیمت و زیبا در مورد بیگانگان و روبات ها بمباران شدیم. هر کدام از نسخه ها از نظر فنی بی عیب و نقص هستند، اما هیچ کدام از آنها من را به صفحه نمایش نبسته و باعث همدردی با شخصیت های آن نشده است. «فینچ» یکی از خاطره انگیزترین فیلم های سال و یکی دیگر از دستاوردهای موفق تام هنکس افسانه ای است.

اشتراک گذاری
Denis Koshelev

Techno-observer، روزنامه نگار بازی، علاقه مند به وب 1.0. بیش از ده سال است که درباره فناوری می نویسم.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شده اند*