دسته بندی ها: فیلم و سریال

بررسی آواتار: آخرین Airbender 3D IMAX - زمان ترک این سیاره فرا رسیده است

هنوز به یاد دارم که چگونه برای دیدن اولین آواتار رفتم. من خیلی جوانتر بودم و سینمای جهان خیلی شبیه امروز نیست. این زمانی قبل از ظهور کتاب های کمیک بود و پرفروش ترین فیلم ها هری پاتر و شاهزاده دورگه، Transformers: Revenge of the Fallen و 2012 بودند. این مانند فیلم‌های اکشن بدون تظاهر به هنر است، اما فیلم‌های اکشن با ماهیت متفاوت - گاهی جدی‌تر، تاریک‌تر، و کارگردانی‌شده توسط کارگردانانی که احساس نمی‌کردند هر چند دقیقه یک بار جوک در دهان شخصیت‌هایشان بگذارند. آنها لزوما بهترین فیلم ها نبودند، اما قطعاً متفاوت بودند. می‌توانم همین را در مورد آواتار جدید: آخرین هواساز هم بگویم: شبیه هیچ چیز دیگری نیست. در حالی که غذای معادل فست فود دنیای سینما به ما داده می شد، جیمز کامرون مشغول نوشتن و بازنویسی فیلمنامه برای کار خود بود و صبورانه منتظر لحظه ای بود که فناوری به سطح جاه طلبی های او برسد. و همینطور هم شد.

اکران «آواتار» قطعا یک اتفاق دوران ساز است. آیا این شوخی است که سیزده سال برای ادامه آن صبر کنیم! حتی پس از موفقیت یک فرنچایز جدید چقدر این اتفاق می افتد؟ در این مدت، ما کمی با دیدگاه های جایگزین در مورد دنیای جدید خراب شدیم. کتاب‌ها و بازی‌های ویدیویی و حتی یک نمایش Cirque du Soleil به نام Toruk First Flight وجود داشت که من به اندازه کافی خوش شانس بودم که دیدم.

به عبارت دیگر، انتظار - تبلیغات، اگر بخواهید - بسیار زیاد بود. تفکیک فیلمی که دنیای پرفروش‌ها را زیر و رو کرد کار ساده‌ای نیست. تقریبا غیرممکن است - از جورج لوکاس بپرسید. اولین فیلم به خاطر تصویرش، استفاده انقلابی اش از فناوری جدید تصویربرداری سه بعدی و بازتولید ساده دنیای بیگانه مورد ستایش قرار گرفت. عاقبت چه چیزی به ارمغان آورد؟ خب… تقریباً همینطور.

خوب، واقعاً نه: نسخه آزمایشی فیلم با نرخ فریم متغیر در برخی از سینماها نمایش داده شد. در برخی لحظات بالاتر از آن چیزی است که ما به آن عادت کرده ایم («هابیت» را به یاد بیاورید)، و در برخی دیگر سنتی است. جالب به نظر می رسد، اما این فناوری بررسی های متفاوتی را دریافت کرده است، بنابراین به شما توصیه می کنم در صورت امکان غربالگری را در IMAX 3D انتخاب کنید.

همچنین بخوانید: Half a Man for a Dog: نقد و بررسی فیلم "فینچ"

علیرغم این واقعیت که نمی‌توانید کسی را با فیلم‌های سه بعدی غافلگیر کنید - در مدت زمانی که از اولین فیلم اصلی می گذرد، یک صنعت کامل فرصت پیدا کرده و بمیرد - آواتار هنوز در پس زمینه جایگزین ها برجسته است. خود کامرون اعتراف کرد که همکاران و استودیوهای بزرگ فیلمش به دلیل خساست، فرصت راه اندازی عصر جدیدی از سینمای همهجانبه را از دست دادند و تقریباً همیشه تبدیل ارزان یک تصویر دو بعدی را به سه بعدی در طول پس از تولید ترجیح می دادند. «آواتار» اینطور نیست و هر قاب در آن متعلق به نویسنده است. تعجب آور نیست که قبل از شروع فیلم، خود دمیورگ روی پرده بزرگ ظاهر شد و از تماشاگران برای دیدن فیلمش آنطور که می خواست تشکر کرد. کارگردان قدیمی اگر بداند قبل از شروع نمایش چند تبلیغ برای سرویس های استریم به ما نشان داده شده است، وحشت زده می شود.

همانطور که او به ما می گفت: «سینما را نجات دهید». من که مدت هاست با ظهور تلویزیون های 65 اینچی و فیلم های UHD عشق به سینماها ناپدید شده است، به دنبال نجات دهنده نیستم، اما حتی باید اعتراف کنم که تماشای The Waterway در خانه معنایی ندارد، هر چقدر هم بزرگ باشد. تلویزیون یا حتی کیفیت آن چقدر خوب است شما یک پروژکتور دارید اغلب اوقات، عبارت «در IMAX ببینید یا اصلاً آن را نبینید» اغراق آمیز است، اما در این مورد نه. از ابتدا تا انتها، "آواتار" جاذبه ای است که در آن تمام توجه به تصویر و صدا معطوف شده است. همه چیز همان اوه و آه از جلوه های سه بعدی در سال 2009 است، و همان هیجان ناشی از صحنه های بزرگ خشونت و چرخش چشم ها از دیالوگ های احمقانه. و این یک نتیجه طعنه آمیز است، زیرا خود کامرون بارها از کمیک های فیلم به دلیل سناریوهای بیش از حد ساده و پیش پا افتاده آنها انتقاد کرده است، اما او یک بار دیگر شرورها و قهرمانان کاملاً پیش پا افتاده را بدون ذره ای منطق در اعمالشان به ما معرفی کرد. و اگر از نظر تکنیکی این فیلم سر و گردن بالاتر از بقیه باشد، فیلمنامه به سختی برتر از هر فیلم پرفروش دیگری است.

همانطور که می توانید بگویید، من فقط می توانم دستاوردهای تکنولوژیکی فیلم را تحسین کنم. این یک بازگشت باورنکردنی به پاندورا است که از آن زمان حتی زیباتر شده است. این دومین حضور شخصیت های قدیمی است که برخی از آنها باید مرده بودند. همه چیز مثل قبل است: فلش ها از صفحه به سمت تماشاگر پرواز می کنند، آب سرریز می شود و هر ذره غبار در جای خود است.

مشکل اصلی فیلم طول آن است. Avatar: The Last Airbender حدوداً سه ساعت به اضافه زمان می‌رسد، و این سه ساعت است که بیشتر آن به فیلم‌برداری ساختگی در یک ماه دور اختصاص دارد. به نظر می رسد کامرون بیشتر به زندگی نهنگ های دریایی و گیاهان شگفت انگیز علاقه دارد تا به انگیزه های شخصیت های انسانی، که یک بار دیگر موقعیت های پیش پا افتاده معمول خود را اتخاذ کرده اند. شرور سر جایش است، قهرمان سر جایش. فیلم تمام کلیشه‌هایی را که می‌تواند به دستش بیاورد، مرور می‌کند، این بار تا حدی نه داستان کلاسیک پوکاهونتاس، بلکه خلاقیت‌های خودش را تکرار می‌کند - به‌ویژه، عناصر زیادی از تایتانیک وجود دارد. فیلم اول نیز به دلیل فیلمنامه مورد انتقاد قرار گرفت، اما حتی در آنجا انگیزه شخصیت ها به نظرم بیشتر فکر شده بود، اگرچه به سختی اصلی بود.

در ادامه، جیک سالی، که نقش او را سم ورتینگتون سخت‌گیر ادامه می‌دهد، قبیله Omaticaya را ترک می‌کند و تصمیم می‌گیرد از دست زمینی‌های بازگشته فرار کند، که او داوطلبانه صفوف آنها را ترک کرد. با او پسران نتیام و لواک و دختران توکتری و کری هستند. من وارد جزئیات پاندوران سانتا باربارا نمی‌شوم، اما مطمئن باشید که بیشتر این سه ساعت به تجربیات خانوادگی آنها اختصاص دارد تا انفجارها یا دعواهایی که فرد امیدوار است. من در واقع بد نیست هر شخصیت را عمیقاً بررسی کنم، اما در این مورد، کامرون نتوانست شخصیت های جالبی خلق کند. طرح فیلم اول بسیار ساده بود، اما برای او کارساز بود. بسیاری از موجودات پوست آبی با نام‌های به یاد ماندنی برای حضور در صفحه نمایش می‌جنگند که در برخی مواقع خسته می‌شوید. اغراق نیست اگر بگوییم که جایزه همدردی تماشاگران همچنان برنده نهنگ خواهد بود که نه تنها پس زمینه غم انگیز خود را با فلاش بک دریافت کرد، بلکه خطوطی با زیرنویس را نیز دریافت کرد.

همچنین بخوانید: گرانش مقیاس جهانی نقد و بررسی سریال تهاجم

با وجود این که قسمت دوم، Avatar: The Last Airbender شبیه یک پیش درآمد است. به نظر می رسد کارگردان قصد دارد داستان نسل های مختلف انسان و ناوی را روایت کند. با معرفی شخصیت‌های اصلی جدید، او در حال آماده شدن برای قسمت سوم، احتمالاً بزرگ‌تر است. شخصیت های جدید تاثیری روی من نگذاشتند، اما اعتراف می کنم که پتانسیل زیادی برای یک دنباله جذاب وجود دارد. حتی افراد شرور کاملاً صاف ناگهان چهره‌های جدیدی ظاهر شدند، بنابراین شاید جادوگر کانادایی ما را بیشتر غافلگیر کند.

حکم

نتیجه چیست؟ مجبورم به این نتیجه برسم که امکان تکرار اثر فیلم اول وجود نداشت. همه چیز بهتر است - تصویر، گرافیک، اکشن - اما همچنان ادامه یک ایده از قبل آشناست. ولی "آواتار: مسیر آب" - بدترین راه برای گذراندن سه ساعت نیست. این یک جذابیت باورنکردنی برای دیدن روی صفحه نمایش بزرگ و نمونه ای از این است که گرافیک های کامپیوتری مدرن وقتی عجله ندارند چگونه باید باشند. در دنیایی که می‌خواهید هر چه زودتر آن را ترک کنید، به سادگی نمی‌توانید فرصت غوطه‌ور شدن در پهنه‌های اقیانوسی پاندورا را از دست بدهید.

اگر می خواهید به اوکراین در مبارزه با اشغالگران روسی کمک کنید، بهترین راه این است که از طریق کمک به نیروهای مسلح اوکراین کمک مالی کنید. Savelife یا از طریق صفحه رسمی NBU.

اشتراک گذاری
Denis Koshelev

Techno-observer، روزنامه نگار بازی، علاقه مند به وب 1.0. بیش از ده سال است که درباره فناوری می نویسم.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شده اند*